تبلیغات
خط خطی های یک بچه شاعر - خداحافظ فرگوسن
 
خط خطی های یک بچه شاعر
نه صرفا شعر
                                                        
درباره وبلاگ

تمام آنچه منم (نه صرفا شعر)
مدیر وبلاگ : علیرضا
نویسندگان
لوگو دونی








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 1 خرداد 1392 :: نویسنده : علیرضا

لَکَ ...

 

1

 به مناسبت خداحافظی "فرگوسن" از دنیای فوتبال و ... :

پشاپیش بگویم متاسفانه از طرفداران تیم "منچستر یونایتد"ام. البته قبلاً بیشتر فوتبالی بودم. اما الان هم نتایجشان را دنبال می کنم و اخبارشان را نیز. برای وقت گذرانی و فرار از خود، راضی ام از این "سرگرمی" (والبته فکر کنم خدا راضی نیست از من به خاطر این سرگرمی). بگذریم. هفته قبل اخبار را که بالا و پایین می کردم رسیدم به خبری که "فرگوسن اعلام بازنشستگی کرد؛ بعد از 26 سال" ... دیر یا زود باید می افتاد این اتفاق اما بالاخره برای شخصِ من حدود 8 سال خاطره بود.

فرگوسن را منچستری های دو آتیشه (بلا به دور) می پرستیدند؛ چیزی فراتر از علاقه بود. فکر نمی کنم هیچ باشگاه دیگر و هیچ طرفدار دیگری این حس را درک کند. فرگوسن برای یونایتد یک سرمربی نبود؛ که سر مربی فراوان است در همه جا، فقط یک مربی با سابقه نبود، که کم نیست اینجا و آنجا، فقط یک مدال آور نبود که بالاخره هستند در هرجا، فقط یک ارتباط قوی با طرفداران نبود، که ...

آنچه فرگوسن را متمایز می کرد این بود که به قول دوستان: "آنچه خوبان همه دارند (البته در عرصه فوتبال) تو یکجا ... و بلکه بیشتر هم داری". فرگوسن از معدود مربیانی بود که می گفت: «دیشب برای چیدن ترکیب تیم چهار بار از خواب پریدم». فرگوسن را برای باشگاه و طرفداران در یک کلمه می توان اینگونه تعریف کرد: چیزی بود مثل یک "پدر"

 



2

قبل از ایام عید بود که پدرم به خانه آمد با خستگی 33 سال کار و "اعلام بازنشستگی کرد". نه هیچ خبرگزاری این خبر را تیتر کرد، نه هیچ کدام از رفقا و دوستان پیام رسمی دادند: "که بهترین مربی بودی"، نه "سپ بلاتر" از خاطراتش با او به رسانه ها گفت، نه مربیان تیم های حریف ...

اگر فرگوسن 26 سال در منچستر کار کرد، پدر 33 سال "برای من" کار کرد، اگر فرگوسن به خاطر همه سال های کارش حقوق گرفت، پدر حقوقی از من نگرفت (که هرچه داشت را هم به پای من ریخت، نه فقط سرمایه را)، اگر فرگوسن شب سه چهاربار از خواب می پرید، پدر چه شب هایی که به خاطر من نخوابید، اگر فرگوسن ...

پدر هچ وقت داورها را اذیت نکرد. هیچگاه برای برد تیمش (بخوانید پسرش)، دیگران را به چالش نکشید. پدرم هیچگاه با رسانه ها بد رفتاری نکرد. پدرم ...

پدر اگرچه هیچ جامی نبرد (که مهم هم نیست)، اما هیچ جامی را هم از دست نداد (که خیلی مهم است).

پدر، فرگوسن تر از فرگوسن بود؛ پدرم "پدر"تر بود. پدرم برای من فراتر از آن بود که فرگوسن برای یونایتد.

پدر بعد از 33 سال آمد اما ... اما چیزی که مرا می آزرد این بود که وقتی پدر "اعلام بازنستگی کرد" یادم رفت بگویم: «تو بهترین پدر دنیا بودی». بدیهی است که پدرم بهترین پدر دنیا است؛ همانطور که پدر شما برای شما؛ بدیهی است.

بدیهی است چون پدرم هیچ جامی را از دست نداد.








بی ربط: بیش از پیش نیازمند تو اَم، اما تو را در هیچ کدام از  "نیازمندی" ها پیدا نکردم.




نوع مطلب : دل واژه، 
برچسب ها : خدا حافظی فرگوسن، روز پدر، منچستر یونایتد، قدر دانی از زحمات پدر، موسسه، نورمعرفت، موسسه نورمعرفت،